فروشگاه کتاب و فایل مارکت باران

از زمین تا سیاره‌­ی آلفا


درباره از زمین تا سیاره‌­ی آلفا

دو سال از زندگی ماری و دوقلوهای فرازمینی در سیاره­ی زمین سپری شده بود. در این میان ماری تصمیم گرفته بود به وضع و اوضاع زندگی خودش سر و سامانی داده و در زمان حال زندگی کند نه اینکه به فکر آینده­ی مبهم و وحشتناک ترسیم کرده در افکارش باشد. او باید زندگی در سیاره­ی زمین را می­پذیرفت و سیر طبیعی حیات را ادامه می­داد و به فکر تأمین نیازهای کوچولوهای فضایی می­بود تا اگر روزی گورک برای باز گرداندن آن­ها به زمین بازگشت همه چیز روبه­راه باشد. البته پدر چنین نظری راجع به گورک نداشت و از نظر او، گورک دیگر هیچ وقت به زمین باز نخواهد گشت و او، ماری و بچه­ها را در زمین به حال خودشان رها کرده بود. از نظر پدر اعتماد ماری نسبت به گورک کاملاً اشتباه بوده است. در این میان ماری تصمیم گرفت به قولی که به آقای رابرت در سیاره­ی آلفا داده بود، جامه­ی عمل بپوشاند. بنابراین با هر مشقت و جان­کندنی که بود دختر آقای رابرت را پیدا کرد. سارا از دیدن ماری به شدت تعجب کرده بود. او از ماری خواست تا از پدرش برای او تعریف کند؛ چون می­دانست پدرش توسط فرازمینی­ها ربوده شده بود. سارا از اهالی دهکده شنیده بود که ماری در لحظه­ی ربوده شدن پدرش داخل بشقاب پرنده­ی بیگانه­ها بوده است. ـ سارا جان، پدرت را آخرین بار در سیار­ه­ی آلفا در آزمایشگاه فضایی دیدم. ماری به قدری مضطرب و نگران بود که در طول ادای همین جمله­ی کوتاه چندین بار تپق زد و آب دهانش را به زور قورت داد. او احساس می­کرد که دیگر نمی­تواند ادامه دهد، ولی مجبور بود. حالا که می­خواست موضوع را برای سارا تعریف کند دوست نداشت به او دروغ بگوید و برای این کار چاره­ای نداشت جز اینکه سکوت کند…

ارسال دیدگاه

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “از زمین تا سیاره‌­ی آلفا”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲۱,۸۰۰ تومان

درباره از زمین تا سیاره‌­ی آلفا دو سال از زندگی ماری و دوقلوهای فرازمینی در…

درباره از زمین تا سیاره‌­ی آلفا

دو سال از زندگی ماری و دوقلوهای فرازمینی در سیاره­ی زمین سپری شده بود. در این میان ماری تصمیم گرفته بود به وضع و اوضاع زندگی خودش سر و سامانی داده و در زمان حال زندگی کند نه اینکه به فکر آینده­ی مبهم و وحشتناک ترسیم کرده در افکارش باشد. او باید زندگی در سیاره­ی زمین را می­پذیرفت و سیر طبیعی حیات را ادامه می­داد و به فکر تأمین نیازهای کوچولوهای فضایی می­بود تا اگر روزی گورک برای باز گرداندن آن­ها به زمین بازگشت همه چیز روبه­راه باشد. البته پدر چنین نظری راجع به گورک نداشت و از نظر او، گورک دیگر هیچ وقت به زمین باز نخواهد گشت و او، ماری و بچه­ها را در زمین به حال خودشان رها کرده بود. از نظر پدر اعتماد ماری نسبت به گورک کاملاً اشتباه بوده است. در این میان ماری تصمیم گرفت به قولی که به آقای رابرت در سیاره­ی آلفا داده بود، جامه­ی عمل بپوشاند. بنابراین با هر مشقت و جان­کندنی که بود دختر آقای رابرت را پیدا کرد. سارا از دیدن ماری به شدت تعجب کرده بود. او از ماری خواست تا از پدرش برای او تعریف کند؛ چون می­دانست پدرش توسط فرازمینی­ها ربوده شده بود. سارا از اهالی دهکده شنیده بود که ماری در لحظه­ی ربوده شدن پدرش داخل بشقاب پرنده­ی بیگانه­ها بوده است. ـ سارا جان، پدرت را آخرین بار در سیار­ه­ی آلفا در آزمایشگاه فضایی دیدم. ماری به قدری مضطرب و نگران بود که در طول ادای همین جمله­ی کوتاه چندین بار تپق زد و آب دهانش را به زور قورت داد. او احساس می­کرد که دیگر نمی­تواند ادامه دهد، ولی مجبور بود. حالا که می­خواست موضوع را برای سارا تعریف کند دوست نداشت به او دروغ بگوید و برای این کار چاره­ای نداشت جز اینکه سکوت کند…

فروشنده : marketbar

برچسب ها:

ارسال دیدگاه

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “از زمین تا سیاره‌­ی آلفا”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات مرتبط

از طرح های تخفیفی ما با خبر شوید...

تمامی حقوق برای هایپر محفوظ میباشد  ۲۰۱۸